ـ دفاع از حق
حق و حقیقت اسم اعظم الهی است. و هرچه بر حق باشد متلعق به ذات اقدس حق تعالی است. و دفاع از حق همان دفاع از خداست. فرق نمی‌كند حق از امور مادی یا معنوی باشد. چون خدا خواسته حق استوار و پا برجا باشد،‌و فردی مثل حضرت زهرا(س) هرگز حاضر نبود به سادگی حقوق خود را از دست بدهد و از حق خود دفاع نكند،‌كه این خود نوعی مداراست و كمك به ظالم و ظلم است، باید تا حد امكان با غاصب و ستمگر مبارزه كند و باید این لباس شرعی و مقدس را كه عمال سقیفه بر اندام جنایت پوشانده‌اند،‌با تیر سخن از اندام باطل بیرون آورد. كه اگر امروز فاطمه (س) هم مثل علی (علیه‌السلام) سكوت كند، باطل برای ابد به ظاهر فریبنده خود خواهد ماند و بر جایگاه حق تكیه خواهد زد. باید زهرا(س) نورش را آشكار كند تا حجت حق بر من و شما تمام گردد.


ـ ادعای فاطمه
(سلام‌الله‌‌علیها) در مورد فدك
فدك ملك فاطمه بود و مالكیت آن را خود ذات حق به فاطمه واگذار كرده بود،‌و همه مسلمین شاهد بودند كه رسول خدا به حسب دستور خدا فدك را به فاطمه بخشید.
لذا صدیقه‌ی كبری فاطمه زهرا(س) كه كتاب خدا عصمت و صداقتش را تصدیق نموده در نخستین ادعای خود به ابی بكر فرمود: پدرم رسول خدا (س) فدك را به من اهدا نموده است. یعنی به فرض اینكه این سخن كه :‌ما پیامبران ارث نمی‌گذاریم ، صحیح باشد كه صحیح نیست،‌مالكیت این زمین بر من از طریق ارث نیست بلكه بخشش است كه در زمان رسول الله به من واگذار شده است.
با توجه به عظمت حضرت زهرا این سخن برای اثبات مطلب كافی بود ولی آیا ابی بكر قول صدیقه‌ی طاهره را پذیرفت یا «نعوذ بالله» حمل بر دروغ كرد؟ بدیهی است كه با اینكه ابوبكر باطناً سخن حضرت را تصدیق می‌كرد نباید به این سادگی بلكه به هیچ وجه سخنی را كه تمام نقشه‌های او را از بین می‌برد قبول كند. لذا به هر قیمتی كه بود ولو به هتك حرمت كسانی كه خدا ورسولش آنان را محترم شمرده باید بر مقصود فایق آید. این بود كه از حضرت شاهد خواست. حضرت زهرا (س) هم ام ایمن را كه به شهادت رسول الله از زنان بهشتی است شاهد آورد. ولی ابی بكر نپذیرفت. سپس امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام)ـ كه به شهادت رسول خدا(ص) همیشه بر حق بوده و حق بر محور وی می‌چرخد ـ بر حقانیت حضرت زهرا گواهی داد،‌ولی آیا ابی بكر با توجه به سوابق درخشان حضرت امیر (علیه‌السلام) شهادت او را قبول كرد؟
نه،‌بلكه با عصبانیت بلند شد و بر جایگاه رسول خدا نشست و آن جملات ركیك را بر منبر رسول خدا (ص) بر زبان آورد، آری خلیفه بود كه بر منبر رسول خدا آن جملات ركیك را بر زبان می‌راند، این سخن، گفته اوست كه :« انّها ثعاله شهیده ذنبه»‌این ابی بكر بود كه بر خلاف فرمایشات پیامبر علی (علیه‌السلام) را فردی هوی خواه خواند، و سخن خدا را كه بر طهارت و پاكی حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا (علیهماالسلام) شهادت داده رد كرد.
ای وجدانهای بیدار،‌آیا كسی كه رسماً‌سخن خدا و رسولش را تكذیب می‌كند كافر نیست. بالاخره، چون بنای ابی بكر بر ایراد گرفتن بود،‌كوشش حضرت زهرا سودی نبخشید،‌كه مسلماً اگر تمام مسلمین هم بر این مطلب شهادت می‌دادند باز ابوبكر نمی‌پذیرت. زیرا كسی كه شهادت خدا را رد كند،‌از مخلوق ابائی ندارد.
لذا حضرت زهرا با حالتی غضب آلود مجلس را ترك گفت. و قسم یاد كرد كه دیگر با او و رفیقش عمر سخن نگوید تا پدرش را ملاقات كند و شكایت این عمل جابرانه را به وی بنماید.

ـ خطبه‌ی حضرت زهرا(سلام‌الله‌‌علیها) بر بانوان مدینه
فراق رسول الله از یك سوی و ظلم و ستمهای سامریان و منافقان امت از سوی دیگر بضعه‌ی رسول الله را به بستر بیماری انداخت،‌حال زهرا (س) روز به روز وخیم تر می‌شد و هر روز كه می‌گذشت آن بانو به سرای باقی نزدیكتر می‌شد، در پی این روزی زنان مهاجر و انصار به عیادت آن بانو مشرف شدند و عرض كردند: ای دخت پیامبر (ص) چگونه صبح كردی، با این حال كه داری؟»
حضرت قبل از هر سخن حمد وثنای خدای را به جای آوردند و درود بر روان احمد محمود فرستادند بعد مطالبی فرمودند كه فرازهایی از آن را اینجا ذكر می‌كنیم.
چه بد سرنوشتی در انتظار شماست!
صبح نمودم در حالی كه به خدا سوگند به دنیای شما كاره و از مردانتان خشمگینم. پس از آن كه آنها را در زیر دندان آزمودم از دهان بیرون افكندم و پس از آزمودن آنان به محك سنجش با آنان دشمن شدم.
چقدر زشت است كند شدن شمشیرها بعد از تیزی و بازیچه انگاشتن امور بعد از جدیت و خروج از مرز دین بعد از ایمان و پیروی از هوای نفس و شیطان و لغزیدن و عاقبت گرفتار عذاب الهی شدن.
چه سرنوشت بدی و عذاب سختی در انتظار آنهاست, كه شعله‌های آتشش از خشم و غضب الهی زبانه می‌كشد و آنان گرفتار عذاب همیشگی الهی خواهد شد.
من ناگزیر بار سنگین عذاب الهی را بر گردن شوهرانتان افكندم و ننگ اعمال زشتشان را به سویشان انداختم و ننگ و عار را به مانند لباسی براندام آنان پوشاندم... .


ـ سرّ اعراض از امیرالمؤمنین علیه السلام
« وای بر آنان كه مقام رهبری را از كوههای استوار رسالت جدا ساختند ... »
كردارشان زیانی آشكار بود، چه عاملی باعث شد كه از ابوالحسن علی (علیه‌السلام) اعراض نمودند؟ این نبود مگر به خاطر شمشیر علی (علیه‌السلام) كه در میدانهای نبرد تیز و كوبنده بود و باكی از مرگ نداشت و با بازوان پرتوان خود، سران و دلاوران كفر را به هلاكت می‌انداخت،‌به خدا سوگند اگر به علی جفا نمی‌كردند و او را از حقش محروم نمی‌ساختند مركب خلافت سلامت به مقصد نهایی می‌رسید و رنج و زحمتی متوجه كسی نمی‌شد. و آنان را به آبشخوری كه نهر‌های آن صاف و لبریز و اطراف آن پاك و پاكیزه بود وارد می‌ساخت. اگر به خلافت و رهبری علی بن ابیطالب(علیه‌السلام)تن می‌دادید حق و باطل و انسانهای راستین و دروغین از هم جدا می‌شد.


ـ نزول بركات در سایه ولایت
در این فراز صدیقه كبری كه قرآن ناطق و تجسم آیات نور بود به كلام خدا استشهاد نمود و فرمود: اگر مردم آبادی‌ها تقوای پیشه می‌ساختند و ایمان می‌آوردند بركات آسمان و زمین را بر آنان می‌گشودیم ولی آنها (حق را) انكار نمودند و ما هم آنان را به كیفر اعمالشان مجازات كردیم(اعراف 96) .
و كسانی كه از این گروه ظلم كردند، گرفتار كیفر اعمال بد خود خواهند شد و هرگز گریزی از چنگال عذاب الهی نخواهند داشت.(زمر 51)


ـ اینك به جای شیر گوارا از پستان خلافت خون بدوشید
زهرا نور بود و كلامش نورانیت داشت، و حقیقت همه را هویدا می‌ساخت و زنان مدینه را از دیدن چهره‌ی واقعی خودشان به وحشت می‌انداخت، و نشتر به دملهای چركین روحشان می‌زد. در اعماق دل زهرا آتشفشانی بود كه فوران می‌كرد و مهار شدنی نبود و همه را به شرار حسرت آتش می‌زد خطبه‌اش، شقشقه‌ای دیگر از شقشقیه علی بود كه دودمان غاصبان خلافت را به آتش می‌نشاند.
با صدای حزین و گرفته و سوزناك آنان را به سرنوشت وخیم اعمالشان آگاه نموده و فرمود: هوشیار باشید، كه سوگند به جانم،‌كردار مردانتان در رحم زمان بارور خواهد شد و سرانجام نوزاد پست و پلیدش متولد می‌شود،‌آنگاه شما به جای شیر گوارا از پستان خلافت خون تازه و زهری كشنده بدوشید. آنوقت گمراهان و گروندگان به باطل به سزای خود می‌رسند. و آیندگان ثمره و عاقبت پست, بنائی را كه شما بنا نهاده‌اید خواهند دید. منتظر فتنه و بلا باشید و خود را برای شمشیرهای بران و سلطه‌ی ستمگران مهیا سازید كه اندوخته‌های شما را غارت و اندكی بر شما باقی گذارند. و جمعیت شما را قتل عام كنند. « فیا حسرة لكم و انّی بكم؟ و قد عُمِّیَت علیكم، أنلز مُكُمُوها و انتم لها كارهون؛ آنگاه در آتش حسرت انحراف از خط رهبری صحیح خواهید سوخت؟ كنون دلهایتان كور شده است. آیا شما را به اجبار به سوی رهبری و ادار كنیم، در حالی كه به آن بی میل هستید.


ـ شهادت حضرت زهرا
(سلام‌الله‌‌علیها)
شهادت فاطمه (علیهاالسلام) شهادت در اوج غربت، و نماد مظلومیت خاندان رسالت و سند زنده بر محكومیت شیاطین سقیفه می‌باشد. ظلم و جنایت سران سقیفه جراحت مهلكی بر قلب‌ آن حضرت وارد ساخت، و غمی پایان ناپذیر بر دل داغدارش بر جای گذاشت، و عاقبت با دلی خونین و چشمی اشكبار از ماتمكده‌اش رهایی یافت. این روایت شهرت دارد كه حضرت را كسی بعد از رحلت رسول الله خندان و دلشاد ندید و هر روز كه می‌گذشت تیرهای ظلم و جور حكومت وقت اثراتش را بیشتر در جسد نحیف زهرای مرضیه ظاهر می‌نمود، تا اینكه زهرا را به بستر بیماری انداخت. این خبر همه مسلمین را داغدار نمود و همه بر آنچه كرده بودند تأسف می‌خوردند.


ـ آخرین احتجاج
خبر و حال زهرا به عمر و ابوبكر رسید،‌از عواقب وخیم ظلمهای خود هراس داشتند لذا برای فریب ساده لوحان امت، ترفندی اندیشیدند،‌به سوی خانه‌ی زهرا حركت كردند ،‌به درب خانه رسیدند. خانه‌ای كه هنوز آثار جنایت بر در و دیوارش نقش بسته بود،‌اجازه ورود خواستند،‌حضرت زهرا اجازه نداد به خانه‌اش وارد شوند،‌دست به دامن علی (علیه‌السلام) شدند و با وساطت حضرت علی (علیه‌السلام) به محضر زهرای مرضیه مشرف شدند روی سخن باز كردند، و گفتند:‌ای دخت رسول الله در چه حالی هستی؟
فرمود: شكر و سپاس بر خدا،‌خوبم.
آنگاه حضرت زهرا فرمود: آیا به خاطر دارید فرمایش پدرم رسول الله را كه فرمود: فاطمه پاره تن من است هر كس او را اذیت كند مرا آزرده خاطر نموده است؟
گفتند:‌آری به خاطر داریم. آنگاه حضرت زهرا فرمود: به خدا سوگند، شما مرا اذیت نمودید. پس از نزد زهرا (س) خارج شدند در حالی كه حضرت از آنان غضب ناك بود.


ـ وصیت‌های حضرت زهرا
(سلام‌الله‌‌علیها)
خشم و غضب زهرا(س) از ظالمان امت اثرات خود را به صورت یك وصیت جانگذار به جای گذاشت. وصیتی كه تا اندازه‌ای پرده‌ی ابهام از روی دردهای درونی حضرت بر می‌داشت. آری،‌زهرا وصیت نمود جسد مطهرش شبانه فن شود تا هیچ كدام از غاصبین موفق به نماز گذاردن بر جنازه‌ی حضرت نشوند، و آخرین شعاع نور نبوت، در ظلمت شب به خاك سپرده شود و علی (علیه‌السلام) امانت رسول الله (ص) را با صدها خون جگر در ظلمت شب به صاحبش برگرداند.
حضرت صادق (علیه‌السلام) فرمودند:‌ همانا فاطمه (علیها‌السلام) را چون وقت احتضار فرا رسید بر علی (علیه‌السلام) وصیت نمود: «چون من از این عالم رخت بر بستم خودت مرا غسل بده و كفن كن و بر من نماز به جای آور و خودت مرا دفن كن ... »


ـ قبر گمشده
چون مرغ روح از بدن رنجورش عروج كرد، طبق وصیت حضرت زهرا(س) امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بدن مطهر را در سیاهی شب غسل و كفن نمود، و با عده‌ی معدودی از وفاداران امت بدن مطهر را در دل شب به خاك سپردند و علی (علیه‌السلام) ركن دوم و امید خود را دردل شب درزیر خاك پنهان كرد. و قبر زهرا برای همیشه از نظرها پنهان شد و تمام جنایات را به پنهانی خود آشكار ساخت،‌از دیده‌ها غایب شده و اما به غیبت خود تمام حقایق را ظاهر نمود.