ـ همه عالم طفیل فاطمه (سلام‌الله‌‌علیها)
فاطمه زهرا (س) در مرحله از قرب كمال هست كه بدون وجودش، وجودی برای ما سوی الله متصور نیست و هر چه بود و هست و خواهد بود به یمن و بركت آن بانوی دو جهان می‌باشد. از پیامبر عظیم‌الشأن اسلام نقل شده كه فرمودند: خدای تبارك و تعالی می‌فرمایند: ای احمد! اگر تو نبودی افلاك را خلق نمی‌كردم. و اگر علی (علیه‌السلام) نبود تو را خلق نمی‌كردم و اگر نبود فاطمه، تو و علی را خلق نمی‌كردم.
آری پیامبر و اهل بیتش همگی از یك شاخ و برگ و مكمل همدیگرند و در هدف از خلقت كه همان معرفت خداست. بدیهی است كه ائمه هدی كه فرزندان فاطمه می‌باشند درهای هدایت خدا می‌باشند, پس هدف خلقت و اسلام قابل تحقق نیست مگر به وجود فاطمه، چرا كه ولایت علوی مكمل رسالت نبوی است و زهرا پناهگاه و پرچمدار ولایت و فرزندانش برپادارنده این پرچم می‌باشند. پس خلقت بدون زهرا نقض غرض است كه ذات ربوبی مبرا از آنست.
به طور خلاصه هدف از خلقت مجموعه‌ی انوار معصومین است.


ـ ولایت فاطمه
(سلام‌الله‌‌علیها)
فاطمه (س) بر انبیای پیشین جز پدر بزرگوارش، شرافت و فضیلت داشت و همه انبیای امم سابق مادون فاطمه بودند،‌ لذا در حدیثی از حضرت رضا (علیه‌السلام) آمده است كه: خدا می‌فرماید: اگر علی را خلق نمی‌كردم برای فاطمه در روی زمین همتایی وجود نداشت... . (برتری امیرمؤمنان (علیه‌السلام) هم بر انبیاء سلف از آیه مباركه مباهله استفاده می‌شود.) پس فاطمه (سلام الله علیها) بر همه‌ی آنان ولایت داشت .
وی علاوه بر انبیاء بر ملائكه و سائر مخلوقات نیز ولایت داشت. امام باقر (علیه‌السلام) در ضمن حدیثی در این مورد می‌فرمایند: همانا فاطمه (س) واجب الطاعه بود بر جمیع مخلوقات خدا از جن و انس و پرنده و وحوش و پیامبران و ملائكه ... .


ـ غضب خدا برای غضب فاطمه
(سلام‌الله‌‌علیها)
روایت نموده ابوحمزه ثمالی از حضرت باقر (علیه‌السلام) و حضرت باقر از پدر بزرگوارش علی بن الحسین علیهماالسلام كه امام حسین (علیه‌السلام) فرمودند: رسول خدا (ص) فرمودند: «انّ الله یغضب و لغضب فاطمه و یرضی لرضاها ؛ همانا خداوند خشمگین می‌شود به خاطر خشم فاطمه و خشنود می‌شود به خشنودی فاطمه(س) »
قابل توجه است كه این روایت شریف حاكی از مقام عصمت كبرای حضرت فاطمه می‌باشد. و اینكه ایشان در مرحله‌ای از كمال هستند كه رضایتش دائماً مقرون به رضای خدا و خشمش همراه خشم خدا است .

ـ فاطمه (سلام‌الله‌‌علیها) در قیامت
جهان مادی گنجایش تجلی عظمت عصمت الله الكبری, فاطمه زهرا را ندارد و بشریت با عقلهای ناقص قدرت شناخت عظمت آن بانوی دو سرای نخواهد داشت. عظمت فاطمه آن روزی تجلی خواهد یافت كه تمام انسانها در محشر در حضور حضرت احدیت جمع شوند. آن روز روزی است كه خدای فاطمه، پرده از میان بر می‌دارد و همه شمه‌ای از نور عظمت فاطمه را مشاهده می‌كنند. صادق آل محمد (علیه‌السلام) آن صحنه را اینگونه ترسیم می‌فرمایند: روز قیامت منادی از عرش خدای ندا می‌كند:‌ای اهل محشر چشم بپوشید كه خاتون دوسرا فاطمه زهرا دخت پیامبر خاتم می‌خواهند از محشر عبور كنند،‌آنگاه آن مجللّه با دوازده هزار حورالعین و پنجاه هزار فرشته در حالی كه بر سریری از نور جلوس نموده وارد فردوس برین می‌شود و در بهترین قصرهای بهشت قرار می‌گیرد، پس از آن خداوند تبارك و تعالی فرشته‌ای به حضور فاطمه می‌فرستد،‌فرشته‌ای كه بر احدی از اولین و آخرین چنن فرشته‌ای نفرستاده، فرشته خدمت حضرت شرفیاب و عرض می‌كند،‌خدایت به شما سلام می‌رساند و می‌فرماید: «هر چه می‌خواهی از من بخواه تا به تو مرحمت كنم».
حضرت لب به سخن می‌گشاید و می‌گوید: «پروردگاری را كه امروز نعمتش را بر من تمام نموده و بر من تهیت می‌فرستد و مرا بر تمام زنان عالم مقدم داشته سپاسگزارم, فقط درخواست من از پروردگار آن است كه مرا شفیع فرزندان و ذریّه‌ و دوستداران فرزندان و ذریّه‌ام قرار دهد.»
آنگاه از ناحیه قدس ربوبی بدون آنكه آن بانوی مجلله از جای خود حركت كند خطاب می‌رسد: «ای فاطمه تو را شفیع فرزندان و ذریّه‌ات قرار دادم و شفاعت كن هر كسی را كه نسبت به فرزندان و ذریه‌ا‌‌‌ت نیكی و احسان نموده و آنها را بعد از تو دوست داشته و حفظ نموده آنگاه آن بزرگوار می‌گوید:
«ستایش می‌كنم خدایی را كه حزن مرا برطرف نمود و دیدگانم را به فرزندان و ذریه‌ام روشن كرد.
آنگاه حضرت صادق این آیه شریفه را تلاوت كرد: «والذین آمنوا واتبعهم ذریتهم بایمان الحقنا بهم ذریتهم و ما ألتناهم من عملهم من شیء كل امریء بما كسب ر هین.»
آری فاطمه را فاطمه نامیدند: « لانّ الله قد فطمها و ذریتها من النار یوم القیامه.»


ـ فاطمه
(سلام‌الله‌‌علیها) روح رسول الله (ص)
اگر ارتباط معنوی و علقه روحی دو فرد با هم به قدری نزدیك باشد كه با هم پیوند روحی داشته باشد، بدیهی است كه رنجش روحی یكی از آنان موجب آزردگی دیگری خواهد بود، ولی اگر این علقه و همبستگی به حدی بالا بود كه یكی پاره تن و جگرگوشه‌ی دیگری, ویا بهتر بگویم روح او باشد در قالب بدن همچون فاطمه زهرا و رسول خدا، كه رسول خدا خودش پرده از این راز برداشت و فرمود: «فاطمه پاره تن من، روح من است.» كه گویا طپش قلب پیامبر بواسطه وجود فاطمه بود و آن دو یك روح بودند در دو پیكر. لذا اذیت فاطمه همان اذیت رسول خدا بود نه اینكه رسول خدا به خاطر ازردگی فاطمه آزرده خاطر شود. پیامبر عظیم‌الشأن اسلام بارها این مطلب را بر مسلمین گوشزد فرمود كه: «فاطمه بضعة منی یؤذینی ما آذاها و یغضبنی ما أغضبها؛
« فاطمه پاره تن من است اذیت می‌كند مرا هرچه موجب آزردگی فاطمه شود و خشمگین می‌كند مرا هرچه زهرا را خشمگین كند.»
و یا فرمود:« من در ستیز هستم با هركه با فاطمه ستیزد و دوستم با هر كه با فاطمه دوست باشد.»
آری تمام این فرمایشات رسول الله در گوش اصحاب وانصار و فضای مدینه طنین داشت و لی با این وجود شرم نكردند و آن منافقان امت كردند آنچه را كه نباید می‌كردند. و آتشی افروختند كه رسول الله را در بهشت محزون و گریان ساخت... با اینكه دیدند آن روزی را كه پیامبر دست حضرت زهرا را گرفته بود و می‌فرمود: «هر كس این بانو را شناخته كه شناخته و هر كس نشناخته بداند كه او فاطمه دخت محمد پاره‌ی تن من است و قلبی است كه در وجودم می‌تپد, هر كه او را اذیت كند مرا اذیت نموده و هر كه مرا اذیت كند خدا را آزرده است.»


ـ آخرین سفارشات
رسول الله از سوی خدا مأمور بود قدر و منزلت حضرت فاطمه (س) را بر جهانیان تبیین كند. لذا حضرت رسول در طول رسالت, در مواقع متعدد شمه‌ای از فضائل آن بانو را بازگو نمود، اما مردم تا چه اندازه حق آن بانو را شناختند. و آیا بعد از رسول خدا به وظیفه‌ی عبادی خویش در خصوص فاطمه عمل خواهند كرد یا نه؟ جواب سؤال برای پیامبر واضح و روشن بود روی این جهت در آخرین لحظات زندگی هم در اندیشه این موضوع بود.
عبدالله بن عباس می‌گوید: رسول خدا ( ص) در بستر مرگ بسر می‌برد، ولی اشكهای حضرت به رخسارش جاری بود، از او سؤال كردند: یا رسول الله چرا گریه می‌كنی؟ فرمودند: گریه‌ام برای ذریه‌ام بویژه دخترم فاطمه (س) می‌باشد،‌گویا می‌بینم كه شرار امتم به او چه ستمهایی روا می‌دارند و به من استغاثه می‌كند. ولی كسی به یاریش نمی‌شتابد.
زهرا (س) این سخنان را شنید و گریست. حضرت رسول كه طاقت شنیدن گریه عزیزش را نداشت فرمودند:
«دخترم گریه نكن فاطمه عرض كرد: پدر جان! گریه‌ام بر مصیبتهای خودم نیست بلكه به فراق تو می‌گریم. حضرت رسول فرمودند: دخترم نگران مباش تو بزودی بر من ملحق خواهی شد.
اصحاب بودند و این صحنه را مشاهده كردند ولی گویا سخنان ناگفته‌ای مانده بود كه نباید نامحرمان می‌شنیدند. حضرت كاظم (علیه‌السلام) می‌فرمایند: رسول خدا به حاضران دستور داد همه خارج شوند، تنها علی ماند با فاطمه و حسن و حسین (علیهم‌السلام). حضرت به ام السلمه هم دستور دادند خارج شود و بر درگاه منزل باشد تا كسی داخل نشود. آنگاه رسول خدا علی (علیه‌السلام) را به نزد خود خواندند, علی (علیه‌السلام) نزدیك بستر حضرت رسول آمدند، ‌آنگاه حضرت رسول دست فاطمه را گرفتند و بر سینه خود نهادند مدت طویلی بر این منوال سپری شد. سپس رسول خدا با دست دیگرش دست علی (علیه‌السلام) را گرفت. و خواست مطلبی بگوید گریه بر حضرت مستولی شد و نتوانست چیزی بگوید. فاطمه از گریه رسول گریه شدیدی كردند و حضرت علی و حسن و حسین (علیهم‌السلام) هم گریستند.
آنگاه حضرت فاطمه عرض نمود: پدر جان با این گریه‌هایت ریشه قلبم را بریدی و به جگرم آتش زدی...»
سپس حضرت زهرا (س) خود را بر روی بدن نازنین پیامبر انداخت و بدن حضرت را بوسیدند. علی (علیه‌السلام) و امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) نیز چنین كردند. در این حالت حضرت رسول چشمان خود را باز نمود و فرمودند.
« یا ابالحسن هذه ودیعة الله و ودیعة رسوله محمد عندك ... ؛ یا علی این بانو امانت الهی و امانت رسول خدا محمد (ص) است كه به تو می‌سپارم احترام خدا و پیامبرش را در ایفای حقوق دخترم مواظب باش،‌كه سوگند به خدا این دخترم سرور بانوان بهشت از اولین و آخرین می‌باشد. به خدا سوگند، این دخترم مریم كبراست... .»


ـ حضرت فاطمه
(سلام‌الله‌‌علیها) در قرآن
قرآن كلام حق و بر حق و همان صراط مستقیم است. كه اگر بشر امروزی عینك كوركننده تعصب را از جلو دیدگان بردارد و بدون هر گونه تعصب باطل و كوركورانه‌ای در پی حق به كلمات حق بنگرد به صراط مستقیم قرآن راه پیدا خواهد كرد، و اختلافات فرقه‌ای كه همه زائیده‌ی تعصّبات جاهلانه و نفاق و ریاست طلبی جاهلان و كوردلان بوده از میان خواهد رفت و مسلمین امت واحده‌ای تشكیل خواهند داد، و قطعاً چنین روزی در انتظار بشر است. پس چه خوب است در این بخش بدور از هر حمیت جاهلی چند كلمه از كلام وحی را از برابر دیدگان بگذرانیم. كه چه نیكو و لذت بخش و دلنواز است كلام خداوند و چه زیباست توصیف و تعریف خداوند از بنده‌اش.
البته اگرچه آیات وارده در حق فاطمه (س) و اهل بیت نبوت بسیار است ولی ما به اقتضای خلاصه نویسی به چند آیه اشاره می‌كنیم: 1: آیه‌ی تطهیر: « انّما یریدالله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیراً.»
به حكم این آیه اهل بیت پیامبر از هرگونه رجس و پلیدی ظاهری و باطنی مبرا می‌باشند و پیداست كه شاخص اهل بیت پیامبر حضرت فاطمه امام حسن و حسین (علیهماالسلام) می‌باشد و لذا اعلام و بزرگان شیعه كه از آن جمله ترمذی در سنن خود و حاكم حسكانی در شواهد التنزیل. از انس بن مالك نقل نموده‌اند كه بعد از نزول این آیه پیامبر خدا (ص) شش ماه هر روز وقتی برای نماز صبح از خانه خارج می‌شدند به در خانه‌ی حضرت فاطمه علیهاسلام می‌آمدند و صدای ملكوتی و دلنواز خویش را بلند می‌كردند و می‌فرمودند: نماز ای اهل بیت، بعد این آیه را تلاوت می‌كردند:‌ «انّما یریدالله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهّركم تطهیراً»
در مورد این آیه مرحوم طبرسی در احتجاج خود نقل می‌كند كه حضرت علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) درمحاجه و مناظره‌اش با ابی بكر در خصوص فدك، برای اثبات عصمت حضرت زهرا(س) به این آیه استدلال نمودند. و حضار سخنان حضرت را تأیید نمودند.
خلاصه به حكم این آیه اراه‌ی خداوند از همان اول به عصمت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) تعلق گرفته و فاطمه از همان ازل معصومه و بدور از هر لغزش و خطاست و زهرا تجسم عصمت و ایمان است. و سخنش سخن حق و سخن خداست و هر كه با فاطمه مخالفت كند و با وی ستیزد بر باطل و جرثومه‌ی كفر و خباثت. و كافر به سخن و اراده‌ی خداست. كه لعنت خدا و رسولش بر كافران باد.


ـ سیره‌ی فاطمه
(سلام‌الله‌‌علیها)
اینجا سخن از سیره‌ی بزرگ بانویی است كه كتاب خدا بر رتبه‌ی والا و عصمت و عظمت مقام وی در نزد خدا شهادت داده و آن حضرت را بارزترین مصداق صالحین معرفی نموده است بانویی كه به فرمایش خاتم پیامبران تجسم تمام نیكی‌ها بلكه از آن بالاتر و فراتر است. و برترین مردم از حیث عنصر و شرف و كرامت است.
بانوئی كه حضرت بقیه الله الاعظم امام زمان (ارواحنا فداه) سیره‌ی آن بانو را ستوده و می‌فرماید:« همانا دخت رسول الله برای من اسوه‌ی نیكوئی است. » پس امید است كه ما هم بتوانیم از نور آن حضرت كه نشأت گرفته از نور خداست بهره‌ای بگیریم و با اقتدا به مقتدایمان امام زمان به رتبه‌ای كه مرضی خداست نائل شویم.
1: عبادت فاطمه
پرستش و ستایش خداوند، از معرفت و شناخت قلبی نشأت می‌گیرد و جایگاه نخست عبادت قلب است و سپس در رفتار و گفتار نمایان می‌شود، پس هر چه معرفت كامل تر باشد پرستش فزونتر خواهد بود،‌فاطمه زهرا (س) كه در میدان علم و معرفت سر آمد بود عبادتش هم بیش از دیگران بود, حسن بصری كه خود جزء عابدان و زاهدان امت بود در مورد حضرت زهرا می‌گوید: در میان امت اسلامی كسی عابدتر از فاطمه نبود،‌ و آنقدر در این وادی پیش رفت كه پاهای مباركش متورّم شد.
چه نیكوست كه وصف عبادت آن بانو را از زبان خدا و رسولش بشنویم:‌ عبدالله بن عباس،‌شاگرد مكتب علوی نقل می‌كند: روزی پیامبر خدا(ص) نشسته بود، كه به ترتیب امام حسن و امام حسین و حضرت فاطمه و حضرت علی (علیهم‌السلام) به حضورش رسیده و در كناز حضرت رسول جلوس فرمودند. رسول خدا از دیدن آنان شروع به گریه نمود و مصائب آتی و ستمهای وارده بر آنان را در زمان بعد از خودش متذكر شد... آنگاه در مورد فاطمه (س) فرمود:
اما دخترم فاطمه سرور زنان عالمیان از اولین و آخرین است. او پاره تن من و نور چشمم و میوه‌ی دلم و روح و روان من می‌باشد. فاطمه حوری است در لباس بشر و هر وقت در محراب عبادتش به عبادت خداوند می‌ایستد، نورش بر ملائكه آسمان می‌تابد. همچون تابش نور ستارگان بر اهل زمین ،‌و خدای تبارك و تعالی به عبادت فاطمه مباهات نموده و به ملائكه می‌فرماید: ای ملائكه من بگوید به سرور كنیزانم كه چه سان در برابر من به عبادت ایستاده و چگونه از خوف و خشیت من شانه‌هایش می‌لرزد، در حالیكه با قلبش به عبادت و ستایش من روی آورده است. پس شاهد باشید كه من پیروان این بانو را به آتش جهنم نمی‌سوزانم... .
این گواهی از سوی خداوند عالمیان بر عبادت فاطمه، كه با قلبش به اطاعت و عبادت خدای رو می‌آورد. در جلالت وعظمت آن بانو هم از ابع معتبر اهل سنت حاكی از عظمت آن بانو در نزد خدا و خضوع و خشوع آن حضرت می‌باشد.


خدمت به خلق خدا
یكی دیگر از مظاهر عبادت خیرخواهی و خدمت به بندگان خداست. آنهم برای خدا بی هیچ چشم داشتی. فاطمه زهرا(س) علاوه بر اینكه اصل تكون و وجود تمام ما سوی الله به بركت وجود اوست، در خدمت به انسانها نیز سر آمد بود، كه حتی در خلوت خویش با خدایش در فكر دیگران بود. حضرت امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) كه از نزدیكترین شاهدان بود می‌فرماید:‌ مادرم را می‌دیدم كه در شب جمعه تا طلوع فجر پیوسته در سجده و ركوع بود، شنیدم كه بر مؤمنین و مؤمنات با ذكر نامشان دعا می‌كند، و بیشتر بر آنان دعا می‌نمود ولی بر خودش دعایی نمی‌كرد، پس عرض كردم: مادرم،‌به چه خاطر برای خود دعا نمی‌كنی؟
فرمود: ای فرزندم،‌الجار ثم الدار؛ اول همسایه بعد خانه !
آری این سجیه فاطمه بود در تمام حالات, فرزندانش شاهد این صحنه‌ها بودند. ولی همین بانو اواخر عمر شریفش از بس از ستم منافقان مسلمان نما رنجیده خاطر شده بود كه با اینكه رحمة للعالمین بود با دلی سوخته و صدایی حزین و غمگین بر آن دو ظالم امت و خاندان نبوت نفرین می‌نمود. چرا كه آن بانو مشاهده می‌نمود چه سان آن سامریان امت دین را از محور اصلی خودش كه همان وصی رسول الله و امام انس و جان می‌باشد جدا نموده و چه ستمهایی بر خاندان پیامبر روا داشتند.


ـ دفاع از حق
سر آمد تمام عبادات و اعمال و یا بهتر بگویم روح عبادات ،‌ولایت و یاری نمودن امام عصر است و بدون به جای آوردن این فریضه دیگر فرایض چون اقامه نماز در زمین غصبی است. فاطمه( سلام الله علیها) بارها از پدرش شنیده بود كه:
«امام بعد از من علی است و حق بر محور علی (علیه‌السلام) می‌چرخد».
و خوب به خاطر داشت فرمایش حضرت رسول را كه می‌فرمود: هر كس با علی (علیه‌السلام) در مودر خلافت به منازعه برخیزد با او مبارزه كرده و او را بكشید.
و امروز شاهد بود كه چگونه اول مظلوم عالم از حق خود محروم مانده است. در این وادی نیز فاطمه(س) از هیچ تلاشی فروگذار نبود و عاقبت جان و فرزندش را در این راه قربانی داد و شهیده‌ی ولایت لقب گرفت.


ـ تسبیح فاطمه
(سلام‌الله‌‌علیها)
تسبیح فاطمه زهرا از بالاترین و عالی ترین اعمال و عبادات است كه نزد خدای تبارك و تعالی از نماز مستحبی هم محبوبتر است. تسبیح فاطمه زهرا تحفه‌ای از اشرف مخلوقات و پیامبران به نور جشمش و محبوبترین افراد در نزد وی و خدا, كه فاطمه زهرا می‌باشد. پیداست كه اگر چیزی بالاتر از آن بود رسول خدا(ص) آن را به دخترش می‌بخشید.
تسبیح حضرت زهرا هر موقع گفته شود پسندیده است اما در موقع خواب و بعد از نماز دستور اكید بر خواندن آن وارد شده. كیفیت تسبیح حضرت به این نحو است كه: 34 مرتبه الله‌اكبر، 33 مرتبه الحمد‌لله، 33 مرتبه سبحان الله می گویی.
اینك به این دو حدیث توجه كنید:‌ قال الصادق (علیه‌السلام): انّا نأمر صبیاننا بتسبیح فاطمه كما نأمرهم بالصلاة.
ما كودكانمان را سفارش می‌كنیم به تسبیح فاطمه زهرا (س) همان طور كه آنان را دستور می‌دهیم به نماز.
همچنین حضرت صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: به جای آوردن تسبیح فاطمه بعد از هر نماز نزد من محبوبتر است از هزار ركعت نماز در هر روزی.


ـ زهد فاطمه زهرا
(سلام‌الله‌‌علیها)
فاطمه زهرا (س) علاوه بر اینكه ولایت تكوینی داشت و همه خزائن عالم هستی در دست آن بانو مسخر بود, و یا بهتر بگویم سنگهای بیابان با یك اراده‌ی زهرا(س) به درّ و جواهر ناب تبدیل می‌شد. دخت شخص اول جامعه اسلامی بود، و می‌توانست مرفه‌ترین زندگی را داشته باشد و بهترین كنیزان را به خدمت گیرد, والاترین لباسها را به تن كند، ولی او كه تعلقش به عالم ملكوت فزونتر از عالم خاكی بود و انسش با عرشیان بیش از فرشیان بود تعلقی به دنیا و زخارف آن نداشت و زهد را سرلوحه‌ی زندگی خویش قرار داده بود خود در منزل كار می‌كرد و لباس وصله دار می‌پوشید و خیلی وقتها با شكم گرسنه به خواب می‌رفت و آنچه در دست داشت به محرومان می‌بخشید.
علامه‌ی مجلسی حدیثی از ابن عباس نقل می‌كند كه ما در این مختصر قسمتی از آن را ذكر می‌كنیم. ابن عباس نقل می‌كند. عربی از قوم بنی سلیم در اثر مشاهده‌ی معجزه‌ای از پیامبر اسلام آورد. رسول گرامی اسلام از ایمان او خوشحال شد، و دستور داد چند سوره از قرآن را به او تعلیم دهند، آنگاه رسول خدا فرمود: با مال خود او را یاری نمائید.
سعد بن عباده شتر گرانقیمتی به او بخشید، و امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) لباسی به او داد،‌ مرد عرب طعامی نداشت كه به اهل و عیالش برساند. سلمان گوید من به خانه‌های پیامبر برای به دست آوردن غذا سر زدم، ولی چیزی دستگیرم نشد، پس خود را به منزل فاطمه (علیهاالسلام) رساندم. حضرت فاطمه (س) فرمودند :‌سلمان! سه روز است كه خود و فرزندانم گرسنه‌ایم و چیزی در خانه نداریم. اما خیر را از خود بر نمی‌گردانیم. اینك بیا و این چادر مرا بگیر و به سراغ شمعون یهودی برو و پیام مرا به او برسان و بگو : « هذه درع فاطمه بنت محمد(ص) تقول لك: اقرضنی علیه صاعاً من تمرٍ و صاعاً من شعیرٍ أرُدُّه علیك ان شاء الله »
این چادر فاطمه (س) است او می‌فرماید: «سه كیلو خرما و سه كیلو جو به من قرض بدهید ( و چادر پیش شما رهن باشد) كه ان شاء الله عوض آن را به شما برمی‌گردانم. »
سلمان گوید: چادر را به شمعون یهودی دادم و پیام فاطمه را رساندم، شمعون چادر را گرفت و بدان خیره شد. وصله‌های آن را دید و چشمانش را پر از اشك كرد و گفت: ای سلمان این چادر نشانه‌ی زهد فاطمه‌ (س) در دنیاست. این آئین همان چیزی است كه موسی در تورات به ما خبر داده است. پس من شهادت می‌دهم به وحدانیّت خدا و رسالت حضرت محمد (ص).
مرد یهودی ایمان آورد و در ایمانش ثابت قدم بود. سپس خرما و جو درخواستی فاطمه (علیهاالسلام) را به سلمان تحویل داد و سلمان آنها را گرفته و نزد فاطمه آمدو از آن حضرت خواست مقداری از آن خرما و جو را برای خود و حسنین كه سه روز در گرسنگی به سر می‌بردند بردارد. ولی فاطمه (علیهاالسلام) فرمود: این بخشش را در راه خدا داده‌ایم و چیزی از آن را بر نمی‌داریم.


ـ نوری دگر از زهد فاطمه
(سلام‌الله‌‌علیها)
فاطمه نور است و نورانی است، و نورش بر هر چه تجلی كند اگر قابل باشد نورانی خواهد شد. فاطمه نه تنها خود نور است بلكه هرچه متعلق به آن بانو باشد نورانیست و لو چادر وصله‌دار وی باشد. راویان اخبار آورده‌اند:
روزی حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) از یك یهودی مقداری جو به عنوان قرض طلب نمود. و چادر پشمینه‌ی حضرت زهرا را به نزد او گرو گذاشت, مرد یهودی چادر را در اتاقی از خانه‌اش قرار داد. هنگامی كه ظلمت شب چتر خود را بر همه جا گستراند زن یهودی داخل اطاق شد و چیزی مشاهده كرد كه واله و حیران شد ! نوری را دید كه از گوشه اتاق ساتع است و نورش فضا را نورانی نموده است، به سوی شوهرش آمد و گفت: نور عظیمی در این اطاق می‌بینم.
مرد یهودی سراسیمه به سوی آن اتاق دوید. وقتی داخل شد چادر فاطمه (سلام‌الله‌علیها) را دید كه همچون ماه شب چهاردهم درخشندگی دارد. به سرعت به سوی اقوام و خویشان خود رفت. همه را از قصه آگاه ساخت، 80 یهودی در آن مكان جمع شدند و یكباره به بركت نور چادر آن حضرت خود را به نور اسلام منور ساختند و مسلمان شدند.
زهد فاطمه هم نور است. قرض گرفتنش هم نورانی است چون فاطمه خود نور است آن هم نوری كه آسمان و زمین به نورش منور است ،‌آری فاطمه خدایی است و نورش هم نور خداست « الله نور السموات والارض»


ـ عفت و حیای فاطمه
(سلام‌الله‌‌علیها)
او عصمت الله الكبری و تجسم عفت و حیا بود،‌ و اگر فاطمه نبود حیا و عفت بی معنی می‌ماند و مفسری بر آن نبود. اینك به نمونه‌هایی از عفت و حیاء فاطمه زهرا توجه كنیم
ـ بهترین زینت برای زنان
انس نقل می‌كند: روزی در حضور پیامبر بودیم. رسول خدا فرمود: بهترین چیز برای زنان چیست؟ ما ندانستیم و در جواب حضرت رسول چه بگوئیم. حضرت علی (علیه‌السلام) كه در جمع ما بود به سوی فاطمه رفت و ماجرا را بر حضرت زهرا نقل كرد. حضرت فاطمه فرمود: می‌گفتی: برای زن نیكوترین چیز این است كه برمردان ننگرد و مردان او را نبینند.
حضرت امیر (علیه‌السلام) به حضور رسول اكرم برگشت، و گفته‌ی فاطمه را به رسول الله گفت. پیامبر فرمود: این سخن از كیست. علی (علیه‌السلام) عرض كرد:‌فاطمه (علیهاالسلام) .
پس پیامبر فرمود:« همانا فاطمه پاره تن من است.»
ـ در اوج عفت و حیاء
از امیرالمؤمنین نقل شده: مردی نابینا بر منزل فاطمه (س) كه پیامبر و علی (علیهما‌السلام) حاضر بودند وارد شد. فاطمه (س) به پرده‌ی حجاب خود را پوشاند, رسول خدا فرمود: دخترم چرا چنین كردی در حالی كه آن مرد نابینا بود؟ حضرت عرض كرد: اگر او مرا نمیبیند من او را می‌بینم و اگر او نابینا است حس بویایی دارد و بوی مرا استشمام می‌كند. حضرت رسول فرمود: شهادت می‌دهم كه تو پاره‌ی تن من هستی.


ـ عفت در میدان جهاد
در شرع مقدس اسلام بر زنان جهاد سرخ نیست،‌ و فاطمه این را به خوبی می‌دانست،‌ولی با رحلت جانسوز رسول الله اهل تزویر و ریا و نفاق امت در مقابل مكتب حق و امامت جبهه گرفتند و خلافت را از مركز اصلی خود جدا كردند و فدك را به یغما بردند. میدان مبارزه‌ای بود طرفداران حق كم بودند, علی (علیه‌السلام) و فاطمه و تنی چند از اصحاب بیشتر نبودند. امروز دیگر ذوالفقار علی (علیه‌السلام) هم در شناساندن چهره نفاق كارگر نبود. تكلیف امروز با فاطمه بود. حضرت فاطمه در كمال عفت و حیا به میدان آمد و به مناظره پرداخت و خطبه‌ای خواند، تیغی بود كه پرده‌های تزویر را پاره می‌كرد و مغز حقیقت را از میان پوسته‌های رنگارنگ نیرنگ و ریا بر ملا می‌ساخت،‌فاطمه با خطبه‌اش قیامتی بر پا كرد. آری آن روز معنی (یوم تبلی السرائر) در مسجد مدینه محقق شد. و حق و باطل و نفاق از هم متمایز شدند.
ولی در عین حال فاطمه در نهایت حجاب و عفت در مسجد حاضر شد. از طریق عبدالله بن حسن بن حسن در كتب عامه و خاصه آمده است:‌ چون بر فاطمه محقق شد كه ابوبكر فدك را غصب نموده است. فاطمه زهرا مقنعه و روپوش پوشید و در حالی كه لباس بلندی پوشیده بود با جمعی از بانوان از خویشاوندان خود كه فاطمه را در میان گرفته بودند به سوی مسجد رسول‌الله حركت كرد. لباسش بلند بود و حتی پاهایش را هم پوشانده بود. چنان راه می‌رفت كه گویا پیامبر خدا راه می‌رود وارد جمع مهاجرین و انصار شد، برای فاطمه در مسجد جایگاهی اختصاص دادند و در میان حضرت و مردان پرده‌ای آویختند... .
از این نقل نهایت عفت و حیاء حضرت حتی در آن موقع حساس بر همه معلوم می‌شود و درس بزرگی بر بانوان كه درس آموختگان مكتب فاطمی است.