ـ‌اسم و نسب حضرت فاطمه الزهرا سلام‌الله علیها
آن حضرت سومین شخص از پنج تن اصحاب كساء می‌باشند, كه دربیستم جمادی‌الثانی سال پنجم بعثت در مكه دیده به جهان گشودند. پس از تجلی نورش در بیت رسالت حضرت حق سلامش رسانده و او را فاطمه نامیدند.


پدر بزرگوارش، سرور پیامبران حضرت محمد (ص) و مادرش بانویی بلند مرتبه حضرت خدیجه كبری می‌باشند. فاطمه زهرا در دامن مادری پرورش یافت كه یكی از چهار بانوی برتر و برگزیده‌ی خدا بودند،‌و اولین بانویی بود كه دعوت شوهرش را لبیك گفتند و به همراه شوهرش و حضرت علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) به نماز ایستادند, در حالی كه دیگران بت می‌پرستیدند، خدیجه كبری در عبادت و كمالات معنوی به قله سار معرفت و كمال رسیده بود و خداوند عزوجل به عبادت و مقام رفیع بانوی بانوان بر ملائكه مقربش مباهات می‌كرد،‌رسول خدا در این خصوص می‌فرمایند: « ای خدیجه خداوند هر روز چندین بار به وجود تو بر ملائكه گرامیش مباهات می‌كند. »
آری! فاطمه (س) كه خود سرور بانوان دو سراست ،‌و همسری چون علی بن ابی طالب امیرمؤمنان (علیه‌السلام) كه سرور اوصیاء بود داشت و مادر سرور جوانان بهشت امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) بودند،‌باید در دامن مادری همچون خدیجه كبری پرورش می‌یافت،‌كه به جز وی كسی را شایستگی مادری صدیقه‌ی كبری حضرت فاطمه زهرا را نیست.

ـ كنیه‌ی حضرت زهرا(سلام‌الله‌‌علیها)
در عرب رسم بر این بوده و هست كه برای فرزند كنیه انتخاب می‌كنند،‌و نوعاً‌كنیه افراد به اسم فرزند ارشد می‌باشد. ولی حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) در این خصوصیت نیز از دیگران ممتاز بود،‌و از سوی پدر بزرگوارش «ام ابیها» خطاب شدند، و مفتخر به كسب این مدال قهرمانی از سوی رسول خدا(ص) شدند، و این نبود مگر به خاطر حمایتهای شبانه‌روزی حضرت زهرا از پیامبر خدا.
البته حضرت زهرا(س) كنیه‌های دیگری نیز همچون،‌ام‌الائمه، ام الحسنین، ام‌الحسن، ام‌الحسین و ... داشتند .


ـ القاب و نامهای حضرت فاطمه(سلام‌الله‌‌علیها)
فاطمه علیهاالسلام كه پیكره‌ی مادیش از میوه‌های بهشتی و نورش از سوی خدا بود, و از آنجا كه اسماء و القاب آل الله اسم با مسماست, و خدا است كه به كنه و مقامات عالی معنوی آل محمد آگاه است پس او خود باید اسماء و القاب آنان را مشخص كند،‌لذا از صادق آل محمد(علیهم‌السلام) روایت شده كه فرمودند: ‌برای فاطمه در نزد خدای متعال نه اسم است:
1ـ‌فاطمه:‌فاطمه نامیده شد چون فراتر از آن است كه با عقل بشری بتوان به كنه مقامش رسید و به سوی معرفتش راهی پیدا كرد ، و او از هر شر و بدی بدور است،‌و شیعیانش از آتش جهنم در امان می‌باشند
2ـ صدیقه: یعنی معصوم و راستگو؛
3ـ مباركه: یعنی دارای بركت و علم و كمال و معجزه و...؛
4ـ طاهره: مبری از هر عیب و نقص معنوی و هر كمبود در كمالات انسانی؛
5ـ زكیّه: در اوج پاكی و كمال نفس، و دوری از رزائل اخلاقی؛
6ـ راضیه: راضی به قضا و مشیت الهی؛
7ـ مرضیه: خداوندش از او راضی و خشنود است؛
8ـ محدّثه: یعنی مصاحبه با ملائكه و بهره مندی از وحی و اخبار آسمانی؛
9ـ زهرا: درخشنده و نورانی؛


تولد حضرت فاطمه
(سلام‌الله‌‌علیها)
فاطمه علیها‌السلام، كلمه الله العظمی و سر پنهان خداوندی است. پس اگر حضرت موسی برای دریافت الواح و صحف الهی می‌بایست چهل روز به میقات خداوندی رفته و به عبادت و ریاضت نفس بپردازد،‌ بدیهی است كه برای دریافت ودیعه و سر گرانقیمت الهی ـ كه كتب آسمانی جملگی برای پرورش انسانها برای استفاده از نورآنان نازل شده است ـ پیامبر باید به میقات الهی رفته و به عبادت مشغول باشد، چرا كه فاطمه كتاب خداوندی است كه برای بشریت و سعادت آنان نازل شده بود.
روی این حكمت، روزی كه رسول خدا در ابطح بود،‌فرشته وحی از ناحیه خداوندی نازل شد و سلام حضرت احدیت را به حضرتش ابلاغ و مأموریتی را كه از جانب خدا به رسول اكرم داده شده بود به عرض حضرت رسول اكرم رساند،‌در پی این دستور رسول خدا (ص) چهل شبانه روز از حضرت خدیجه كناره‌گیری نمود، و مشغول عبادت الهی شد، روزها را روزه بود.
بعد از سپری شدن چهل روز، فرشته وحی با غذاهای بهشتی بر پیامبر نازل شد، رسول خدا با طعام بهشتی افطار نمود و میقات خود را به اتمام رسانید. بدین ترتیب بذر وجودی و پیكره مادی حضرت فاطمه پدیدار شد،‌پیامبر به سوی منزل و همسر فداكار خود حضرت خدیجه برگشت و درخت و جود حضرت خدیجه به ثمره‌ی نبوت، (‌حضرت فاطمه (س)) بارور شد. ‌و خدیجه تا حدی از غم و اندوه تنهایی رهایی یافت و با فاطمه سلام الله علیها از همان زمان مونس و همدم شد.
عاقبت بعد از سپری شدن دوران حمل در بیستم جمادی‌الثانیه سال پنجم بعثت فاطمه (س) متولد شد،‌ نورش از بیت نبوت بر عرشیان تجلی كرد. و ساكنان عرش روح عالی و اخلاق و شمائل روحانی و علم لدنی پیامبر را در رخسار فاطمه یافتند.


ـ دوران كودكی
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) عطیه‌ای بود از سوی خداوند متعال كه در حساسترین برهه از دوران رسالت پیامبر به رسول خدا و امتش اعطا شد، او كوثر و برترین تحفه‌ی الهی و اسم اعظم خداوند بود كه در برترین خانه‌ها ـ خانه‌ی وحی و نبوت و معدن علم و كمال ـ ‌در كنار پدر و مادری كه گل سرسبد و سر آمد خلقت بودند، رشد و پرورش یافت،‌و از همان كودكی با انوار وحی الهی مأنوس بود.


ـ حضرت فاطمه
(سلام‌الله‌‌علیها) در شعب ابی طالب
هنوز دو بهار از عمر حضرت فاطمه سپری نشده بود, كه فشار و خفقان و اذیت قریش به اوج خود رسیده بود، ‌و پیامبر عظیم‌الشأن اسلام در خطر جدی قرار داشت به حدی كه حضرت ابوطالب بزرگترین حامی رسول خدا و دین مبین اسلام نسبت به حضرت احساس خطر می‌نمود و به تمام اطرافیان توصیه می‌نمود كه با هوشیاری تمام از جان رسول خدا مواظبت كنند.
هوشیاری و تلاش ابوطالب امكان هر گونه ترور و كشتن رسول الله را از قریش سلب كرده بود،‌لذا قریش فتنه‌ای تازه به پا كردند و پیمانی امضا نمودند كه در پی آن پیمان مسلمین و رسول خدا(ص) شهر مدینه را ترك و در شعب ابی طالب مسكن گزیدند.
دوران محاصره سه ساله‌ی شعب دوران سختی بود. حضرت فاطمه (س) در طول این سه سال با چشمان حقیقت بین خود در عین نگرانی می‌دید كه چگونه پدرش در خطر جدی واقع شده، و خواب و آسایش از حضرت رسول و مسلمین سلب شده است.
عمویش ابوطالب را می‌دید كه با تمام وجود مواظب رسول خداست و در دل شب از بیم خطر خواب به چشمان تیز بین ابوطالب نمی‌رفت و هر لحظه از بیم خطر مترصد پیامبر بود،‌و گاهی در دل شب پیامبر اكرم را بیدار نموده و رختخوابش را از بیم خطر حمله مهاجمین قریش جابجا می‌كرد. آن بانوی مقدس در این مدت در حقدوستی و باطل ستیزی شاهد و همراه پدر بود.


ـ حضرت زهرا
(سلام‌الله‌‌علیها) در سوگ مادر
چون ایام سخت و طاقت فرسای محاصره‌ی اقتصادی و سیاسی شعب پایان یافت رنجها و غصه‌های وارده بر پیكر مطهر خدیجه كبری امكان زندگی را از او سلب كرد و بانوی خردسالش را در میان انبوهی از غم بی مادری تنها گذاشت،‌این اندوه از یك سوی و از دست دادن بزرگ پرچمدار حمایت از رسول خدا(ص) حضرت ابوالائمه ابوطالب (علیه‌السلام) از سوی دیگر به حدی بر رسول خدا (ص) و جامعه‌ی نوپای اسلام سخت و سنگین بود كه آن سال را «عام حزن» نامیدند.
آن بانوی یگانه در فقدان مادر فوق‌العاده بی تاب بود و لحظه‌ای از گریه و ناله نمی‌ایستاد. ماجرا را از زبان جگر گوشه‌اش حضرت صادق(علیه‌السلام) می‌شنویم: «هنگامی كه حضرت خدیجه دار فانی را وداع گفت دخترش حضرت فاطمه به سراغ رسول خدا (ص) آمده و با تمام غم و غصه به دور او می‌چرخید و می‌پرسید: ای رسول خدا مادرم كجاست؟ در حالی كه پیامبر الهی جواب نمی‌داد، فاطمه علیها‌السلام مرتب به دور آن حضرت می‌گردید و سؤال می‌كرد: مادرم كو؟ رسول خدا متحیر بود كه چگونه پاسخ فاطمه را بدهد و خبر وفات حضرت خدیجه را برای دخترش بازگو كند.
در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرض كرد:‌یا محمد! خداوند می‌فرماید: به فاطمه سلام مرا برسان و بگو:‌ مادرت در یك ساختمان زیبا در بهشت كه بنای اصلی آن از مروارید و ستونهایش از یاقوت سرخ است در میان آسیه و مریم جای دارد.
فاطمه (علیها‌السلام) چون این پیام الهی را شنید گفت: خداوند خود سلام است و سلام از سوی اوست و سلام به سوی او باز می‌گردد.


ـ حضرت فاطمه
(سلام‌الله‌‌علیها), هجرت و جلای وطن
هجرت از دیار و عشیره برای ترویج دین الهی سیره و سنت سفیران الهی است. لذا رسول خدا (ص) به دستور خداوند عزوجل همانند حضرت ابراهیم و موسی (علیهما‌السلام) مأمور به ترك وطن (مكه) و هجرت به سوی مدینه شد. در پی این پیام الهی رسول خدا(ص) در تاریكی شب مخفیانه و بدور از چشم دشمنان شهر مكه را به قصد مدینه ترك فرمودند. و حضرت علی (علیه‌السلام) آن شب به دستور رسول خدا(ص) دست از جان برشست و جان به رضای خدا فروخت و بر بستر پیامبر آرمید تا رسول خدا (ص) از شر مشركین مكه جان به سلامت برد.
فردای آن روز امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) طبق مأموریتی كه از سوی رسول خدا داشت امانت‌های مردم را ـ كه در نزد رسول خدا به امانت گذاشته بودند ـ به صاحبانش برگرداند و مهیای هجرت به سوی یثرب شد و به همراه حضرت فاطمه دخت گرامی رسول خدا (ص) و مادرش فاطمه بنت اسد، و فاطمه بنت زبیر بن عبدالمطلب و فاطمه بنت حمزه و ایمن و ابو واقد لیثی در روز روشن و مقابل دیدگان قریش از شهر مكه خارج شدند.
قریش هشت نفر از شجاعان و تك سواران خود را در تعقیب امام فرستادند، و در بین راه با حضرت ،‌رودررو شدند. امام (علیه‌السلام) رئیس و بزرگ آنان را همچون دیگر سران كفر و ضلالت به كام مرگ سپردند و بقیه از رعب و وحشت فرار را بر قرار ترجیح دادند. امام علی (علیه‌السلام) و همراهانش به مسیر ادامه دادند و در قبا به حضرت رسول خدا(ص) كه منتظر آنان بودند ملحق شدند.


ـ به هم پیوستن دو نور
حضرت فاطمه علیها‌السلام كه در حالات معنوی و روحانی در اوج كمال بود، چون به بلوغ ظاهری رسید سران و شخصیتهای برجسته‌ی عرب مسلمان در مقام خواستگاری از حضرت فاطمه برآمدند، ولی رسول خدا (ص) با عكس‌العمل منفی همه را مأیوس كرد و در برابر اصرار آنان خشمگین شد.
در این میان عبدالرحمن بن عوف و عثمان بن عفان كه به ثروت خود می‌بالیدند و به رغم خودشان شانس بیشتری از دیگران داشتند از حضرت رسول اكرم (ص), فاطمه (س) را خواستگاری كردند،‌و چون دیگر دنیا پرستان به زعم باطل خودشان دم از مهریه زیاد و رفاه زندگی زدند. رسول خدا (ص) از سخنان آنان خشمگین شده و به عبدالرحمن بن عوف فرمودند: آیا می‌خواهی با مال دنیا مرا فریب دهی؟!
عمر وابوبكر هم همچون دیگران در مقام خواستگاری برآمدند ،‌و خیلی سماجت كردند ولی آخرالامر همان جوابی را گرفتند كه دیگران گرفته بودند.


ـ پیوند دو نور مقدس در آسمانها
فاطمه زهرا ودیعه و سر الهی بود و تمام اموراتش به دست خدا بود،‌ او از قدر و منزلت فاطمه مطلع بود و می‌دانست چه كسی كفو و همتای اوست . و چه كسی است كه باید امانت‌دار ودیعه خدا باشد. در خصوص فاطمه شخص پیامبر هم منتظر امر خداوند متعال بودند،‌و این مطلب بر همه كس حتی شخص عمربن خطاب هم روشن بود، و چون در خواستگاری از حضرت فاطمه جواب منفی شنید ضمن گزارشی تأسف آمیز از عكس‌العمل پیامبر در این خصوص می‌گوید: «‌إنه ینتظر أمر الله فیها؛ رسول خدا در مورد ازدواج فاطمه منتظر فرمان خداست.»
ابن ابی الحدید دانشمند بزرگ اهل سنت پس از نقل احادیثی در فضائل آن بانوی یگانه و تحلیل و بررسی كینه عایشه و ابوبكر به فاطمه علیها‌السلام اعتراف می‌كند:‌ازدواج علی و فاطمه (علیهما‌السلام) یك امر الهی بود و آنچه در زمین و عالم تشریع اتفاق افتاد بعد از مراسم آسمانی و شهادت و گواهی ملائكه بر این امر بود.
چون مشیت خدا بر پیوند این دو نور مقدس تعلق گرفت، به امر خدا جبرئیل به رسول خدا نازل شد و پیام حضرت حق را به پیامبر ابلاغ كرد. كه ای پیامبر: « زوّج النور من النور؛ نور را با نور تزویج نما.» در پی این پیام آسمانی حضرت علی (علیه‌السلام) به سفارش رسول خدا به خواستگاری فاطمه (سلام‌الله‌علیها) آمدند ، چون به محضر رسول خدا شرفیاب شدند،‌ملاحظه كردند پیامبر خدا خیلی خوشحال و بشاش است و تبسم می‌كنند. رسول خدا آنگاه به حضرت علی (علیه‌السلام) فرمودند: یا علی ! مژده باد تو را،‌كه خدا فاطمه را در آسمانها به ازدواج تو درآورده است و من امروز مأمورم فاطمه را به ازدواج تو درآورم . چون علی (علیه‌السلام) این خبر مسرت آمیز را شنیدند به سجده شكرافتاد و سپاس الهی را به جای آورد، بعد از این گفتگو مجلس خواستگاری به طور رسمی تشكیل یافت و فرزند دلبند ابوطالب در مقابل آن حضرت نشستند و آن سفیر الهی فرمودند: « یا علی نگران مباش،‌هر چه بخواهی و در خواست كنی برآورده می‌شود.»
عاقبت بر روی كره خاكی دو بحر فضل و كمال و عصمت كه از عالم عرش بودند به هم پیوستند و شجره‌ی طیبه‌ی الهی به بار نشست و از صدف عصمتش جواهر مكنونه خزینه‌ی خداوند به بشریت اعطا شد.


ـ مهریه حضرت زهرا
(سلام‌الله‌‌علیها)
گرچه مهریه ظاهری حضرت زهرا (س) را كه نبی گرامی اسلام معین نمود, مورخین پانصد درهم نوشته‌اند. ولی از آنجا كه قبلاً هم ذكر شد ازدواج حضرت امیر و حضرت زهرا (علیها‌السلام) قبل از اینكه در عالم ظاهر منعقد شود و در عالم عرش ربوبی این دو زوج به عقد هم درآمده بودند و خدا خود ولی این عروس و داماد بود،‌پیداست كه مهر واقعی و معنوی حضرت زهرا هم به دست خداست و او خود عهده دار پرداخت این مهر می‌باشد. چرا كه علی (علیه‌السلام) آن یگانه مرد روزگار و جان باخته‌ی احمد مختار جان خویش را در راه خدا و ‌دین و رسول خدا در معرض معامله با خدا قرار داد و در این سودا،‌مرضات و رضوان الهی را كه سنگین بهاترین كالاست خریدار شد، پس بر خداوند متعال است كه تمام امورات حضرت علی (علیه‌السلام) را عهده دار و ضامن باشد.
در خصوص مهر آسمانی حضرت زهرا (س) روایات متعددی وارد شده است در برخی از آنها مهریه حضرت كل دنیا و در برخی نصف و در برخی یك پنجم دنیا ... ذكر شده است كه به استناد این روایات منكرین ولایت حضرت امیرمؤمنان و ائمه هدی تصرف و حتی راه رفتنشان بر روی كره‌ی خاكی غصب و معصیت می‌باشد.
در احادیثی هم مهریه حضرت شفاعت گناهكاران امت رسول الله (صلی الله علیه و آله) بیان شده است.


ـ حضرت فاطمه
(سلام‌الله‌‌علیها) در بیت رفیع امامت و ولایت
تاریخ بشر خانه‌ای به صفا و صمیمیت خانه امیر‌المؤمنین (علیه‌السلام) سراغ ندارد. این خانه، خانه‌ای بود كه مادری یگانه و بی همتا همچون فاطمه زهرا(سلام‌الله علیها) بانوی آن، و پدری مهربان چون شاه ولایت علی (علیه‌السلام) را در خود جای داده بود. و گلهایی چون امام حسن و امام حسین (علیهما‌السلام ) و زینب كبری و ام كلثوم را در صحن خود پرورش داده بود،‌از بس این خانه رفیع و بلند مرتبه بود بر خانه‌های بهشتی می‌بالید. آشیانه‌ای بود كه قصور بهشتی و عرشی به حال آن غبطه می‌خوردند،‌گرچه آن خانه در فرش خاك بود اما به بلندی و عظمت افلاك و سایه افكن بر عرش و قطعه‌ای از بهشت بود كه در آن جز گلهای خوبی و احسان نمی‌توان یافت، بنایش محقر بود ولی در عالم حقیقت نور عرش و عرشیان از آن خانه بر می‌خاست، مكتبی بود كه معلمش خدا بود و تا قیامت باید اسوه و مثال مجتمع اسلامی باشد و بشریت از آن درس گیرند. این مكتب به قدری رفیع بود كه ملائكه الله هم به قصد تبرك بر درگاه آن هبوط می‌كردند چرا كه درگاهش محل شهادت وجودی چون محسن بن علی بود.
افرادش گرچه بهشتی بودند و مقامشان فراتر از امین وحی الهی بود،‌و امین وحی به خدمت به آنان و گرداندن دستاس آسیابش مباهات می‌كرد و فخر می‌فروخت،‌ولی حضرت فاطمه (علیهاالسلام) خود كارهای منزل را عهده دار بود. و از گرفتن خادم وكنیز بر كارهای منزل خود داری می‌نمود. چرا كه او به خوبی می‌دانست عمل در این خانه و خدمت به همسری چون شاه ولایت علی (علیه‌السلام) افضل اعمال و برترین عبادات است.
حضرت علی (علیه‌السلام) هم, چون كه در تمام فضائل و عبادات سرآمد روزگار بعد از نبی بود در این وادی هم در خدمت به حضرت فاطمه زهرا با تمام نیرو تلاش می‌نمود. و گرچه تمام خزائن آسمانها و زمین به دست حضرت علی (علیه‌السلام) بود ولی دوست داشت در این عبادت هم خودش یكه تاز میدان باشد و اجر خدمت به ودیعه الهی نصیب وی شود. لذا با تمام نیرو فعالیت می‌نمود و لقمه‌ای نان بدست می‌آورد كه سد جوع كنند.
و از آنجا كه فعالیت در خانه‌ علی (علیه‌السلام) عبادتی بی‌مانند بود،‌علی (علیه‌السلام) در تقسیم این نعمت بزرگ الهی هم چون دیگر مسائل با همسر خود با كمال انصاف رفتار می‌نمود. لذا از همان اول مقرر شد عمل در خانه برای حضرت زهرا و عمل در خارج خانه با علی (علیه‌السلام) باشد. حضرت فاطمه (علیها‌السلام) چنان با حرص و علاقه در كار منزل می‌كوشید كه نقل شده از بس با دستان مباركش گندم و جو آرد می‌كرد كه دستان حق پرستش ورم كرد و خونین شد.
این بود به اجمال سیمای خانه علی (علیه‌السلام) كه جز نیكی در آن چیزی نتوان یافت. ولی دشمنان و مبغضین اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) از بس كه نامرد و كینه توز می‌باشند برای مكدر جلوه دادن سیمای ملكوتی و نورانی بیت امامت و ولایت از هیج حسادتی و كینه توزی فروگذار نشدند. و برای خدشه دار ساختن ساحت مولای متقیان علی (علیه‌السلام) شاخه دارترین دروغ را با رنگ و روغن ماهرانه و خائنانه فراهم ساخته و نوشتند, كه هیچ كدام با ساحت مقدس و عصمت حضرت علی (علیه‌السلام) سازش ندارند. و این مطالب صرفاً برای موجه جلوه دادن عمال سقیفه ساخته شده است. غافل از آنكه تیر سهم‌آگین و شكسته باطل را هرگز یارای مقابله با حقیقت نیست. و جایی كه خدا در قرآنش ساحت اعضای این خانه را از هرگونه رجس و پلیدی مبرا ساخته, سخنان این افراد اعتبار و ارزشی نخواهد داشت.


ـ مناقب فاطمه
(سلام‌الله‌‌علیها)
عن ابی عبدالله (علیه‌السلام):‌ «انّما سمّیت فاطمه لانّ الخلق فَطِموا عن معرفتها .»
هر چه معرفت وشناخت از فردی بالاتر باشد، ترسیم مقام و منزلت رفیع آن فرد به واقع نزدیكتر خواهد بود، چرا كه قلم و بیان ابزار و بیانگر همان معرفت و شناخت قلبی است. از آنجا كه درك مقام معنوی حضرت فاطمه زهرا صدیقه كبری (س) كما هو حقه جز برای پیامبر و ائمه معصومین علیهم‌السلام ممكن نیست. معلوم است كه بیان فضائل و مناقب آن بانوی عرشی فرش‌ نشین ،‌كما هو حقه امری است محال و عقول بلند پرواز آدمی را یارای اوج گرفتن به قله سار كمال آن بانو نیست . منزلت آن حضرت بر ما همچون ستارگان پر فروغ عرشی است كه فقط نوری از آن برما طالع است و ما تنها نوری می‌بینیم و بس, و اگر حجابهای ظلمانی در بین نباشد، حجابهای نورانی قدرت نگرش و خیره شدن بر آن را از آدمی سلب می‌كند.
آری فاطمه را فاطمه نامیدند چون مردم راقدرت درك مقام و معرفت آن بانو نیست پس فقط به شمه‌ای از فضائل آن بانو كه از طریق حضرات معصومین بر ما رسیده است اشاره‌ای كنیم.


ـ فاطمه
(سلام‌الله‌‌علیها) سرور بانوان دو سرا !‌
اینكه فاطمه زهرا برترین زنان هستی است و در پیشگاه خدا بر تمام بانوان بهشتی سروری دارد موضوع مسلمی است. شیعه و سنی از زبان پیامبر اكرم (ص) روایت نموده‌اند كه فرمودند:‌دخترم فاطمه سرور بانوان عالمیان می‌باشد.
البته آنچه در پاره‌ای احادیث به عنوان برتری و امتیاز حضرت مریم و حضرت خدیجه و حضرت آسیه و حضرت فاطمه بیان شده است,‌امری نسبی است و فاطمه زهرا(س) دخت نبی اكرم بر همه زنان حتی مریم و آسیه و مادرش خدیجه كبری برتری دارد.
مفضل می‌گوید:‌از حضرت صادق (علیه‌السلام) سؤال نمودم در مورد فرمایش رسول اكرم در مورد فاطمه علیهاالسلام كه :‌ « او سرور بانوان عالمیان می‌باشد» آیا سرور زنان زمان خویش بود؟
حضرت امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: مریم سرور بانوان عصر خودش بود ولی فاطمه سرور بانوان عالمیان از اولین و آخرین می‌باشد.
ـ فاطمه محبوبه‌ی خدا ورسولش.
محبت خدا ثمره‌ی ر ضوان الهی است و هر چه انسان در مقام رضا فراتر رود محبت خدا بر وی بیشتر شود. زهرا اطهر كه در مرحله‌ای از كمال بود كه رضایش رضای خدا بود و در رضوان الهی كه بالاتر از بهشت بود مسكن گزیده بود محبوب خدا بود.
ابوهزیره روایت می‌كند كه،‌ رسول خدا (ص) پنج مرتبه سجده بجای آورد بی آنكه ركوعی بجای آورده باشد . پس در مورد آن از حضرت سؤال نمودیم.
حضرت رسول فرمودند: جبرئیل نازل شد و عرضه داشت همانا خدا دوستدار علی است. پس من سجده نمودم (برای شكر) سپس گفت: همانا خداوند دوستدار حسن (علیه‌السلام) می‌باشد. پس من سجده نمودم، چون سر از سجده برداشتم دگر بار گفت: همانا خداوند دوستدار حسین (علیه‌السلام) است، پس سجده‌ی دیگری بجای آوردم، سپس جبرئیل گفت: همانا خدا دوستدار فاطمه است پس من سجده شكر بجای آوردم. سپس جبرئیل عرض كرد: خداوند دوستداران آنان را دوست دارد. پس سجده‌ای دیگر بجای آوردم.