ربابه محمدزاده


هنرمندان و میراث داران فرهنگ مازندرانی خود یک گنجینه هستند

معرفی آداب و رسوم بومی به نسل نوجوان و جوان ، یک ارزش ملی است

دسترنج کشاورز ، یک شبه توسط دلالان به حراج گذاشته می شود

اسفند ماه اوج سرمای زمستان ، صبح خیلی زود تو گرگ و میش هوا و جنگ بین ستاره ها بر سر رفتن و نرفتن ، دل کشاورز روستایی مثل سیر و سرکه می جوشد و خواب به چشم ندارد که مبادا خدایا هوا خراب شود و سرما همه خزانه برنجم را از بین ببرد . خاک سرد مزرعه هم منتظر دست های گرم و پرتوان کشاورز مهربانی است تا با دنیایی از امید و توشه ای از بذر برنج بیاید و سکوت دشت را با صدای زیبای امیری و کتولی بشکند و با پای برهنه قدم در شالیزار بگذارد و بذر را در زمین بپاشد تا برنج سفید از آن تهیه شود . برنجی که با رنج فراوان و کار شبانه روزی ، از سحرگاهان وقتی همه در خوابند و تک ستاره صبحگاهی هنوز در دل آسمان دشت سوسو می زند به دست می آید . یعنی رنج زن شالیکاری که پا به پای مردش از سپیده صبح تا شروع تاریکی شب ، پاها تا زانو در گل و کمر خمیده در حال نشا و وجین کردن است . عملیات تهیه خزانه ، رقابت علف های هرز ، کاشت بذر در خزانه ، عملیات نگهداری و مراقبت از خزانه و در نهایت عملیات کاشت در زمین اصلی و انتقال نشاء از خزانه به زمین اصلی و این رنج از سال های دور نداری تا امروز به اصطلاح پیشرفته وجود دارد و واقعیت همین است . روستایی زیاد اهل حساب و کتاب نیست . دلش به همین چند قطعه زمین و عایداتش خوش است و بس . کار به هیچ معادله ریاضی و هندسی ندارد . اولش بسم ا... و آخرش شکرا... و وقتی دشت سبزِ تا بیکرانه و رقص بوته نشاء را در دوردست ها می بیند تازه نفس راحتی می کشد (نشاء دیگه بونه جفتِ پر      بینجِ گر خِشالی در ایاینه پر) ولی هنوز تا پاییز خیلی راه مانده است . بغض عجیبی دارد . دور و برش را نگاه می کند اما کسی را نمی بیند تا با او درد دل کند . بوته ای را که با اینهمه زحمت و شب نخوابیدن ها تا این لحظه به ثمر رسانده در بازار پاییز و به قیمت خیلی ارزان توسط دلالان به حراج گذاشته می شود . به کدام مسئول بگوید که حتی یک بار پایش به زمین شالیزاری باز نشده . هرکسی رنج کشاورز را باور ندارد سری به روستاها بزند و در چهره زنان و مردان شالیکارش نگاه کند . پینه دستان و چین و چروک صورت شان حکایت از غربتی غریب و زخمی عمیق و دردی جانکاه دارد . اما او شکایتی ندارد زمانی که به سفره خانواده ای می اندیشد که غذای اصلی اش با دسترنج او پر شده ، پس باید برای کارش ، ارج و قرب قائل شد و دستش را بوسید و خستگی چند ماهه را ، از تنش بیرون آورد . به همین مناسبت برای شکرگذاری خداوند در پایان مراحل نشاءکاری ، جشنی با همکاری مردم و اعضاء خانواده شان برگزار می گردید و از این طریق ، ضمن حفظ میراث فرهنگی ، عناصر فرهنگی نیز انتقال می یافت . امسال برای دومین سال متوالی جشنواره نشاء برنج به همت اهالی ، شورا و دهیاری روستای مزرس بخش دشت سر شهرستان آمل به شکرانه پایان نشاء و با همکاری "موسسه فرهنگی و هنری پارپیرار تهران" و جمعی از علاقمندان فرهنگ و هنر مازندران در یکی از روزهای گرم خرداد ماه سالجاری برگزار شد که حضور کشاورزان و اهالی محل بسیار پرشور بود .



 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

                                                                                   ربابه محمدزاده

گزارش ویژه از برگزاری جشن نشاء در روستای مزرس از بخش دشت سر آمل

هنرمندان و میراث داران فرهنگ مازندرانی خود یک گنجینه هستند

معرفی آداب و رسوم بومی به نسل نوجوان و جوان ، یک ارزش ملی است

دسترنج کشاورز ، یک شبه توسط دلالان به حراج گذاشته می شود

اسفند ماه اوج سرمای زمستان ، صبح خیلی زود تو گرگ و میش هوا و جنگ بین ستاره ها بر سر رفتن و نرفتن ، دل کشاورز روستایی مثل سیر و سرکه می جوشد و خواب به چشم ندارد که مبادا خدایا هوا خراب شود و سرما همه خزانه برنجم را از بین ببرد . خاک سرد مزرعه هم منتظر دست های گرم و پرتوان کشاورز مهربانی است تا با دنیایی از امید و توشه ای از بذر برنج بیاید و سکوت دشت را با صدای زیبای امیری و کتولی بشکند و با پای برهنه قدم در شالیزار بگذارد و بذر را در زمین بپاشد تا برنج سفید از آن تهیه شود . برنجی که با رنج فراوان و کار شبانه روزی ، از سحرگاهان وقتی همه در خوابند و تک ستاره صبحگاهی هنوز در دل آسمان دشت سوسو می زند به دست می آید . یعنی رنج زن شالیکاری که پا به پای مردش از سپیده صبح تا شروع تاریکی شب ، پاها تا زانو در گل و کمر خمیده در حال نشا و وجین کردن است . عملیات تهیه خزانه ، رقابت علف های هرز ، کاشت بذر در خزانه ، عملیات نگهداری و مراقبت از خزانه و در نهایت عملیات کاشت در زمین اصلی و انتقال نشاء از خزانه به زمین اصلی و این رنج از سال های دور نداری تا امروز به اصطلاح پیشرفته وجود دارد و واقعیت همین است . روستایی زیاد اهل حساب و کتاب نیست . دلش به همین چند قطعه زمین و عایداتش خوش است و بس . کار به هیچ معادله ریاضی و هندسی ندارد . اولش بسم ا... و آخرش شکرا... و وقتی دشت سبزِ تا بیکرانه و رقص بوته نشاء را در دوردست ها می بیند تازه نفس راحتی می کشد (نشاء دیگه بونه جفتِ پر      بینجِ گر خِشالی در ایاینه پر) ولی هنوز تا پاییز خیلی راه مانده است . بغض عجیبی دارد . دور و برش را نگاه می کند اما کسی را نمی بیند تا با او درد دل کند . بوته ای را که با اینهمه زحمت و شب نخوابیدن ها تا این لحظه به ثمر رسانده در بازار پاییز و به قیمت خیلی ارزان توسط دلالان به حراج گذاشته می شود . به کدام مسئول بگوید که حتی یک بار پایش به زمین شالیزاری باز نشده . هرکسی رنج کشاورز را باور ندارد سری به روستاها بزند و در چهره زنان و مردان شالیکارش نگاه کند . پینه دستان و چین و چروک صورت شان حکایت از غربتی غریب و زخمی عمیق و دردی جانکاه دارد . اما او شکایتی ندارد زمانی که به سفره خانواده ای می اندیشد که غذای اصلی اش با دسترنج او پر شده ، پس باید برای کارش ، ارج و قرب قائل شد و دستش را بوسید و خستگی چند ماهه را ، از تنش بیرون آورد . به همین مناسبت برای شکرگذاری خداوند در پایان مراحل نشاءکاری ، جشنی با همکاری مردم و اعضاء خانواده شان برگزار می گردید و از این طریق ، ضمن حفظ میراث فرهنگی ، عناصر فرهنگی نیز انتقال می یافت . امسال برای دومین سال متوالی جشنواره نشاء برنج به همت اهالی ، شورا و دهیاری روستای مزرس بخش دشت سر شهرستان آمل به شکرانه پایان نشاء و با همکاری "موسسه فرهنگی و هنری پارپیرار تهران" و جمعی از علاقمندان فرهنگ و هنر مازندران در یکی از روزهای گرم خرداد ماه سالجاری برگزار شد که حضور کشاورزان و اهالی محل بسیار پرشور بود .

دبیر جشنواره نشاء برنج هدف از برگزاری این جشن و سایر جشن هایی که به همت موسسه پارپیرار برگزار می گردد را حفظ فرهنگ بومی محلی وانتقال میراث معنوی به نسل آینده و جلوگیری از مهاجرت بی رویه جوانان از روستا به شهر و زنده نگه داشتن ارزش های فرهنگی عنوان کرد .

خسرو علیزاده هشتلی اظهار داشت : جشن از مراسم نمادین نشاء کاری در شالیزار شروع و با خواندن موسیقی مازندرانی (امیری و کتولی) توسط کارگران ادامه پیدا کرده ، در این میان حمل نشاء دسته بندی شده به سبک قدیم توسط اهالی انجام و با سلام و صلوات کار نشاء ادامه می یابد .

وی با عنوان این مطلب که کارگران جهت استراحت یا "دم زنون" بر روی زمین می نشینند ؛ افزود : کارناوال حمل چای و رخت نشاء به سوی آنها می آیند و در این قسمت رقص محلی توسط اعضاء گروه آیینی پارپیرار آغاز می شود که نهایتاً با بوسیدن بر روی دوش کارگر و بوسه بر دستان گل آلود آنها خاتمه می یابد .

دبیر جشنواره نشاء برنج گفت : عمده دغدغه ما ، جوانان و نوجوانان این مرز و بوم هستند که از فرهنگ آبا و اجدادی خود فاصله گرفتند .

علیزاده هشتلی با اعلام این مطلب که این جشن شامل برگزاری حدود 400 بازی محلی است که در استان مازندران از قدیم تا کنون باب بوده اعلام کرد : همچنین کشتی محلی ، آیین مجمه سری ، موسیقی ، شعر محلی توسط گروه آیینی و موسیقی پارپیرار به سرپرستی رضا دیو سالار ، گروه تلارسر به سرپرستی بهرام منصوری به همراه شعر سرایی شاعران بومی سرای مازندران حشمت ال... ایاز آملی و فرهود جلالی کندلوسی ادامه یافت .

وی همچنین گفت : در کنار جشن ، پخت نان و آش محلی ، چای بهارنارنج و شربت بهار نارنج فضای خاصی به برنامه داده بود و در بدو ورود میهمانان توسط اهالی پذیرایی می شدند .

رییس مجمع بنیاد هم اندیشان تبری و رییس فدراسیون بوکس کشور در ادامه این گزارش گفت : موسسه ای را به نام بنیاد طبرستان راه اندازی کردیم که پارپیرار زیرمجموعه آن می باشد و هر از چند گاهی در مناطق مختلف به مناسبت های خاص چون دشت ته تی و تیرماه سیزده شو را جشن می گیرند و در تابستان هم به منطقه مازندران می آییم و جشن نشاء و خرمن را برگزار می کنیم .

دکتر احمد ناطق نوری هدف از برگزاری این جشن را احیای سنت های بومی محلی گذشته عنوان کرد و اظهار داشت : باید فرهنگ غنی مازندران را با طراوت و تازگی حفظ کرد و به نسل های آینده انتقال داد تا هویت خود را از دست ندهند .

وی افزود : فرهنگ مازندران ، فرهنگ غنی است که از گذشته های دور و از پهلوی دری متداول بوده و حتی انگلیسی ها شاید از ما گرفته اند و حیف است که ما این فرهنگ را از دست بدهیم .

ناطق نوری با بیان اینکه ، انگلیسی ها خیلی مطالعه کردند که فعل ماضی و مضارع را چگونه استفاده کنند ؛ تصریح کرد : مازندرانی ها آنرا اتوماتیک وار انجام می دادند ، حتی ضمیر مالکیت را شاید از ما گرفتند ، مثل "مه ماشین که انگلیسی ها می گویند (my car) ،   مه خنه (my home   )" !

رییس مجمع هم اندیشان تبری و رییس فدراسیون بوکس ایران از انگیزه حضور خود گفت : من عضو کوچکی از مجموعه هستم و به خاطر علاقه زیاد و حفظ و احیای سنت های قدیمی در این جشن ها شرکت می کنم و امیدوارم آنهایی هم که مرا می شناسند سر شوق بیایند و در این جشن ها شرکت کنند و از اصل خود دور نشوند و فراموش نکنند که بودند و از کجا آمدند .

وی حضور و استقبال روستائیان و کشاورزان و مسئولین را بسیار بی نظیر و شایسته ذکر کرد و اظهار داشت : امیدواریم این جشن ها به موقع برگزار شود .

مسئول کمیته روابط عمومی گروه همیاران پارپیرار نیز گفت : به منظور احیاء فرهنگ کار و تلاش و حفظ سنت ها و ایجاد نشاط و شادمانی به همت موسسه فرهنگی و هنری پارپیرار و همکاری انجمن ها و علاقمندان به فرهنگ مازندران و همکاری مردم ، این جشن ها برگزار می شود .

عباد طیبی سیف کتی افزود : از جمله برنامه های این جشن می توان به مراسم نمادین نشاء کاری ، رقص با ادوات کشاورزی ، بازار محلی ، کشتی محلی ، رقص نشاء ، اجرای موسیقی مازندرانی ، شعرخوانی ، عروسی محلی ، برکت پلا ، حمل کارناوالی مرتبط و انجام انواع بازی های محلی اشاره کرد .

وی به حضور دکتر احمد ناطق نوری رییس محترم فدراسیون بوکس کشور، رییس مجمع هم اندیشان طبری و نماینده سابق شهرستان نور در این مراسم اشاره کرد و گفت : این بزرگوار همیشه در مراسم های فرهنگی حضور گرم داشته و با رهنمود های شان باعث کمک و دلگرمی و پیشبرد اهداف فرهنگی انجمن ها می شوند .

مسئول کمیته روابط عمومی گروه همیاران پارپیرار اظهار داشت : مسئولین می بایست در برنامه های فرهنگی خود از دستاوردهای فرهنگی و آیینی آنها استفاده نمایند که به جرات می توان گفت هر یک از این هنرمندان و میراث داران فرهنگ مازندرانی یک گنجینه هستند .

طیبی سیف کتی گفت : زحمات آقایان خسرو علیزاده هشتلی دبیر اجرایی جشنواره ها و فرهود جلالی کندلوسی مسئول موسسه پارپیرار باعث شد تا استاندار محترم مازندران جناب آقای مهندس طاهایی عنایت ویژه ای داشته و پشتیبان ما در برگزاری همایش های فرهنگی باشند و 15 اردیبهشت هر سال را رسما روز تِه تی (شکوفه) اعلام نمایند .

مسئول کمیته روابط عمومی گروه همیاران پارپیرار افزود : آداب و رسوم اصیل بومی ما ریشه در دین و مذهب دارد و معرفی آن به نسل جوان و نوجوان های ارزشمند از وظایف اصلی ما و در حقیقت یک ارزش ملی است و می بایست یکی از سربازان فرهنگی وطن عزیزمان ایران باشیم و به خود ببالیم که ایرانی هستیم .